ابن المقفع ( مترجم : منشي )

64

كليله و دمنه ( فارسي )

نفس شريف دارد خويشتن را از محلّ وضيع بمنزلت رفيع مىرساند ، و هر كرا راى ضعيف و عقل سخيف است از درجت عالي برتبت خامل گرايد . و بر رفتن بر درجات شرف بسيار مؤونتست و فرو آمدن از مراتب عزّ اندك عوارض ، چه سنگ گران را بتحمّل [ 1 ] مشقّت فراوان از زمين بر كتف توان نهاد و بي تجشّم [ 2 ] زيادت به زمين انداخت . و هر كه در كسب بزرگي مرد بلند همّت را موافقت ننمايد معذور است كه إذا عظم المطلوب قلّ المساعد [ 3 ] و ما سزاواريم بدانچه [ 4 ] منزلت عالي جوئيم و بدين خمول و انحطاط راضي نباشيم . كليله گفت : چيست اين راى كه انديشيده‌اى ؟ گفت : من ميخواهم كه در اين فرصت خويشتن را بر شير عرضه كنم ، كه تردّد [ 5 ] و تحيّر به دو راه يافتست ، و او را بنصيحت من تفرّجي حاصل آيد و بدين وسيلت قربتي و جاهي يابم . كليله گفت : چه ميداني كه شير در مقام حيرتست ؟ گفت : بخرد و فراست خويش آثار و دلايل آن ميبينم ، كه خردمند بمشاهدت ظاهر هيآت [ 6 ] باطن صفت را بشناسد . كليله گفت : چگونه قربت و مكانت جوئي نزديك شير ؟ كه تو خدمت ملوك نكرده‌اي و رسوم آن نداني . دمنه گفت : چون مرد دانا و توانا باشد مباشرت كار بزرگ و حمل بار گران او را رنجور نگرداند ، و صاحب همّت روشن راى را كسب كم نيايد ، و عاقل را تنهائي و غربت زيان ندارد .

--> [ 1 ] . ( 3 ) در نسخهء اساس : كران را كى بتحمّل . [ 2 ] . ( 4 ) تجشّم كار بر خود افگندن ؛ رنج كشيدن از كار ؛ بتكلّف كاري كردن ( مقدّمة و صراح ) . [ 3 ] . ( 6 ) إذا عظم المطلوب . . . مطلوب چون بزرگ شد ياري دهنده كم باشد . شبيه باينست گفتهء مسعود سعد سلمان : تنها شود آن كس كه بزرگي جويد . [ 4 ] . ( 7 ) بدانچه بجاى « بدانكه » : ص 59 س 14 ديده شود . [ 5 ] . ( 9 ) تردّد بمعني شكّ و ترديد به كار رفته است . ص 6 حاشيه برس 5 نيز ديده شود . [ 6 ] . ( 14 ) هيآت ( جمع هيأت و هيئة ) گشادگي حال ( مقدّمة ) ؛ شكل و وضع أشخاص و أشياء .